
after exams
گرسنه ام بود . نزدیک های دوازده ظهر بود . تا الان داشتم تو کتابخونه پروپوزال روش تحقیق رو مینوشتم . مزخرف ترین درس این ترم . رسیدم خونه . یه دنت موزی رو کامل خوردم . رفتم منت کشی رادین . آخه روز قبلش که داشتیم کارتون میدیدیم قهر کرده بود و رفته بود . شاید داشتیم توی استوری میدیدیم شاید هم والی ای . به هر حال مهم نبود ، مهم اینه که باید منت میکشیدم . بعد که برگشته بودم احتمالا داشتم جیغ میکشیدم . یا شاید لی لی کنان خونه رو میدویدم . بازم مهم نیس . اومده بودم تو اتاقم . رفته بودم بالای میز و از بالا اتاق رو نگا کرده بودم . شرمم شده بود راستش . چند تا فحش آب دار جلوی آینه بار خودم کرده بودم ، دقیقا یادمه از کمد بالایی شروع کرده بودم . کمد پر بود از تابلو نقاشی های قدیمی و طرح هایی که زده بودم . راستی من قرار بود عکس نقاشیمو بزارم اینجا . مسعود عکسو خرابش کرد . حالا باید دوباره اسکن کنم و بزارمش اینجا . نا سلامتی بعد مدتها دست به مداد رنگی شدیم و طرحی زدیم . داشتم میگفتم از کمد بالایی شروع کرده بودم . همون کمده که یه سال بود التماسم میکرد برا تمیز شدن ، لباسا و جورابای چرک رو انداخته بودم تو ماشین لباسشویی . آشغالارو جمع کرده بودم ، یاد داشت ها و جزوه های اضافی رو انداخته بودم تو کیسه زباله ی مشکی رنگ . کاغذای استیکی رنگ و وارنگ رو که هر کدوم موضوع مهمی رو یادم مینداختن کنده بودم از رو دیوار . پرده ها رو هم شسته بودم فکر کنم اونم با نرم کننده . رو سری ها و لباسامو اتو زده بودم . روی پارکتارو با همه ی وجودم طی کشیده بودم . در یک کلام همه جارو برق انداخته بودم . غروب که شده بود مثل مرده ها شده بودم از خستگی . . شاید هم مرده بودم . نه . چون یادمه اون شب شبه قشنگی بود . از فرداش هم که شروع کرده بودم به خوردن فیلم هام . در حد روزی 4 تا فیلم .
حالا اتاق نارنجی رنگم مرتب و تمیزه . یه جورایی برق میزنه . چند روزی هم گذشته و من تو اتاق تمیزم دارم بی وقفه فیلم میخورم


Filed under Uncategorized

پس دیگه باید برات خوند: همه چی آرومه من چقدر خوشحالم ….
تقریبا
البته تقربا
منم بدم میاد از پروپوزال نویسی واسه روش تحقیق
بابا بی خیال نمیشن اینا چرا
یکی تحقیق کنه یکی بنویسه کاش میشد
لذت اتاق تمیز رو کاملاً درک می کنم
چقدر خوب که درک میکنی
ahsant be shoma …moraghebe cheshmatam bash hala inhame film mibini ..
چشمام که خیلی وقته داغون شدن
واااااااااای چه حس خوبی! ایشالا منم از فردا قراره همین حالو داشته باشم!!!
وای یعنی امتحانات تموم نشدن هنوز ؟ دلت بسوزه
پس حسابی خوش می گذرونی…
اصلا مزه ی امتحانا به اینه که اتاقتو به گند بکشی و بعد تمیز کنی و تنوع شه واست! و بعد احساس خانوم بودن دست بده بهت که ای ول!!! چقدر تمیز کردم!
من این کارا رو که می کنم بعد میام پای لپ تاپم می بینم تنها چیزی که تو اتاق هوض نشده تصویر دسک تاپه!!!! این یه مورد اساسی هم یادت نره
khaSte nabashi !
واقعا گاهي اوقات آدم هوس ميكنه اتاقشو برق بندازه
بعدش يه حس خوب به آدم دست ميده و بعد هم يك روز خواب
فيلم ميخوري؟؟؟؟
آره دیگه . کارم از فیلم دیدن گذشته رسیده به فیلم خوردن
خوب ِ پس حسابی خوش گذشته .
می رفتی سر یخچال چهارتا پرتقال حسابی هم بر میداشتی
آبش رو می گرفتی
لم می دادی رو کاناپه حالش رو می برید
خوب باشی عزیز دل .
می برید= می بردی
به به چه خانوومی شده بودی!!
چه کارای مثبتی
چرا به خودت فحش دادی؟؟
چه حس قشنگی…یه لحظه با تموم وجودم دلم خواستش….
Ooom man pass nadaram :-S
che keifi dareh otagh e tamiz
کجا بودی دوست من ؟
دلتنگت بودم
Kolli vaght bood weblogeto nakhoonde boodam, delam tang shode bood
otaghe tamiz mobarak
وای واقعا تویی ؟ همونی هستی که وبلاگتو حذف کرده بودی . چقدر خوشحالم اومدی
من نمی تونم چرا کامنت بدمم
باز پستا رو کدی کردی دخی جاان ؟؟؟
رمزم می زنم نیم شهههههه
ای بابا آخه چرا ؟
(((((